تعریف شخصیت

                         همه افراد ، در هر سن و موقعیتی دارای شخصیت هستند و این واژه تنها

 توصیف خصوصیات برجسته و یا مثبت افراد بکار نمی رود . شخصیت سازمان پویا و قوام یافته

 ای است که از ترکیب سیستمهای روانی و جسمی فرد که رفتار ویژه  و بی همتای

اورادرجهت سازش با محیط تعیین می کند ، تشکیل شده است ( آلپورت).

 

رشد اجتماعی، عاطفی و شناختی  در کودکان

                   رشداجتماعی تکامل روابط اجتماعی است و مستلزم هماهنگی با گروه

اجتماعی و پیروی از هنجارها وسنت های آن است. احساس وحدت با گروه اجتماعی، درک

روابط متقابل میان اعضای آن و همکاری با دیگران از دیگر ملزومات رشد اجتماعی است. بقای

کودک در ابتدا وابسته به دیگران و تماس آنان با وی است. کودک پس از تولد ودر سال های

 نخست زندگی کاملا متکی به دیگران است. با افزایش سن، میزان اتکای کودک به دیگران

کاهش می یابد. اما با این وجود، این نیازها همچنان باقی است وکودک بدون تماس با دیگران

 قادر به ادامه زندگی نیست. رشد اجتماعی کودک چه از حیث نوع رفتار اجتماعی وچه ازحیث

 نوع معاشرتی که برای خود انتخاب می کند، فرایند منظم و پیوسته است. برای نمونه

 کودکان  درسن مشخصی از بیگانگان خجالت می کشند، یادر سنی دیگر تمایل شدیدی به

 آمیزش با کودکان دیگر از خود نشان می دهند ودر مرحله دیگری از زندگی، علاقه ی خاصی

 به معاشرت با کودکان جنس مخالف خود دارند. کودک 2ساله درعین حال به تنهایی به بازی

می پردازد، تمایل شدیدی به تقلید از بزرگتران را دارد. کودک 2 تا5 ساله نه تنها مانع از دست

زدن دیگر بچه ها به اسباب بازی هایش می شود، بلکه خود بازیچه های آنان را می رباید واز

معاشرت با آنان خودداری می کند. در 3 سالگی کودک به تدریج به بازی های گروهی علاقه

مند می شوند، در 4 سالگی رفته رفته تحت تاثیر گروه قرار می گیرد. این کیفیت به شکل

آگاهی از عقاید دیگران وخود نمایی است.

کودک خردسال در ابتدا فاقد احساسات اجتماعی است، اما در مرحله بعد براثر سازگاری

اجتماعی، مقام خود را درمیان گروه بیشتر کرده و به بازی های گروهی کم وبیش منظم می

پردازد. در مرحله سوم از رشد اجتماعی، کودک با برقراری روابط گروهی، از زندگی اجتماعی

لذت می برد. دراین مرحله کودکان با تشکیل گروه های مستقل و انتخاب نام برای آنها، از

دخالت وسرپرستی بزرگتران آزاد می شوند. دراین دوره از 6 سالگی تا نزدیکی های نوجوانی،

مقدار مراودات اجتماعی گروه افزایش می یابد.

پژوهش های انجام شده درباره سازگاری اجتماعی کودکان، برخی عوامل موثر در شیوه  رفتار

اجتماعی را مشخص ساخته است. برای نمونه فرزندان خانواده های مرفه که از شرایط

مساعدی برای رشد جسمی وذهنی برخوردارند در سازگاری اجتماعی موفق تر از فرزندان

خانواده های فقیر هستند. لازم به ذکر است که شیوه های برخورد کودک با گروه هایی که در

آینده با آنها سروکار خواهد داشت به طور مستقیم به تجارب اخذ شده از محیط اجتماعی 

خانوادگی بستگی دارد.

 رشد عاطفی

 درباره تحول عاطفی در کودکی می توان اظهار داشت که به موازات  پدیدار شدن عملکردهای

رمزی، امکانات تجسم کردن نظام رمزها ونشانه ها و همچنین مبادلات فکری بین فردی

ازطریق زبان - شکل اجتماعی شده ی کنش رمزی - جنبه های عواطف اجتماعی وشهودی

درشکل احساسات اجتماعی ابتدایی ونخستین احساس های اخلاقی متجلی می شوند.

ازنظر تحول عاطفی باید به این نکته اشاره کرد که بین کنش های عاطفی وعملکرد شناختی

همگامی یا توازن تنگاتنگی وجود دارد.

جدا کردن رشد عاطفی و اجتماعی دراین دوره از زندگی، کار آسانی نیست و روان شناسان

برای سهولت این کار را انجام می دهند. حالات عاطفی کودک ابتدا به احساس آسایش و عدم

آسایش محدود می شود، یعنی زمانی که تغذیه ی کودک با تاخیر روی می دهد یا خیس باشد،

برانگیخته می شود و واکنش های عاطفی در کودک مشخص می شود. از زمانی که کودک

درمی یابد وجود مادر برای ارضای نیازهایش ضروری است، اولین زمینه های آگاهی از عوامل

اجتماعی نیز شکل می گیرد. به این ترتیب کمتر می تواند زمینه های عاطفی را به طور

جداگانه مورد بررسی قرار داد.

در3 یا 4 ماهگی هیجان های خوشایند کودک به صورت شادی، خنده و صداهای مخصوص در

مقابل محرک های مطبوع دیده می شود. یک کودک طبیعی 3 تا  6 ماهه در مقابل چهره مادر

یا افراد غریبه ویا حتی ماسک ومترسک لبخند می زند. در اواخر سال اول زندگی، پاسخ

عاطفی ترس گاه به صورت اضطراب کلی وگاه به صورت وحشت از غریبه، ترس از جدا شدن

از مادر وترس از صدای بلند به وضوح دیده می شود که به تدریج ازبین می رود. دراین مرحله از

رشد وجود مادر نه فقط به عنوان یک پرستار، بلکه ازاین نظرکه در رشد همه جانبه کودک در

ابعاد مختلف جسمی، عاطفی و فکری موثر است، اهمیت پیدا می کند.اگر نیازهای کودک به

موقع برطرف شود و والدین عواطف واقعی خود را به کودک نشان دهند وکودک دریابد که

صمیمانه دوستش دارند واز او حمایت می کنند، احساس امنیت، آرامش واطمینان پیدا می

کند. تحقیقات مختلف انجام شده در مورد حیوانات وانسان موید این مساله است.

 رشد شناختی (ذهنی)
                      

حدود پایان 2 سالگی، مرحله جدیدی در رشد ذهنی کودک آغاز می شود که ویژگی های عمده

آن تسلط بر نمادهاست، یعنی کودک می تواند از این به بعد از نمادها به جای اشیا استفاده

کند که ازاین طریق توانایی انجام دادن عملیات ذهنی بعد فراهم می شود. از گونه ای

استفاده از نمادها استفاده از کلمات به جای اشیا و گسترش زبان است. تکلم کودک دراین

مرحله کاملا خودمدار است، زیرا کیفیت استفاده از نمادها بستگی به تجارب شخصی کودک

دارد. کودکان مختلف بسته به شناختی که از اشیا دارند، معانی گوناگونی از آنها به دست می

آورند. تسلط بر نمادها به کودک اجازه می دهد تا آنچه را قبلا به صورت حسی وحرکتی انجام

می داده است، اکنون به طور ذهنی بکار برد.

باید دانست که براساس نظام پیاژه دراین سطح با کودکی سروکار داریم که در مرحله ی پیش

عملیاتی است، یعنی دراو شکل گیری عملیات منطقی عینی گام بر می دارد، بی آنکه بتواند

از عهده ی انجام دادن آن به طور کامل برآید. اما به موازات این فعالیت، کنش نمادی یا رمزی

در کودک گسترش می یابد و امکان تجسم اشخاص غایب و مکان و رویدادهای دوراز نظر را

برای وی فراهم می سازد وکودک می تواند برمبنای این تجسم ها به استدلال بپردازد.

کنش نمادی در شکل زبان، در شکل تقلید در غیاب الگو ودر شکل بازی رمزی متجلی می

گردد و فکر کودک را از انعطاف بیشتری برخوردار می سازد.

در مجموع گسترده پیش عملیاتی را بایدازیک سو فرصت شکل گیری ابزارهای جدید ذهنی

یعنی ظرفیت تجسم وشکل گیری تصویر ذهنی و بروز ظرفیت های مبتنی بر کنش نمادی ی

عنی زبان، تقلید معوق وبازی رمزی دانست واز سوی دیگر پیشرفت درجهت کسب ظرفیت

های شناختی مقدماتی.

بررسی هایی که درباره تحول حافظه کودک به عمل آمده اند نشان می دهند که دراین سطح

بازشناسی درکودک خوب ولی یادآوری از تحول کمتری برخوردار است.

در قلمرو زبان خزانه لغات کودک از آغاز این دوره به سرعت غنی تر می شود وبه رعایت

دستور زبان بهبود قابل ملاحظه ای برخوردار می گردد.

فکر رمزی در قالب بازی های رمزی در گستره فکر تجسمی ودرکنار شکل گیری زبان به شکل

روان بندی رمزی آغاز می شود وامکان بیان آسان و دلخواه افکار وخواسته های کودک را

فراهم می آورد، بازی رمزی دراین سطح گسترش می یابد وبه قله می رسد.

از 6 تا 12 سالگی دگرگونی های شناختی مهمی به وقوع می پیوندد، ظرفیت تمرکز ذهنی

کودک مدام از استحکام بیشتری برخوردار می گردد. کودک مطمئن تر، پایدارتر وگزینشی تر به

امور می نگرد. کودکان دراین سنین توانایی آن را دارند که بخش های مهم تر یک تکلیف را درک

کرده ویا در موقعیت های دوپهلو امکاناتی را برگزینند که به حل مشکل کمک می کنند.

باید خاطر نشان ساخت که دراین سطح  منطقی که کودک به آن دست می یابد منطقی است

که از چارچوب عینی خود جدا شدنی نیست، یعنی منطق عینی است وبه حضور مادی اشیایی که درباره آنها اعمال می شود وابسته است. به عبارت دیگر، کودک نه تنها تا زمانیکه اشیا را لمس نکند ودرآنها دخل وتصرف نکند نمی تواند به صورت منطقی استدلال کند، بلکه در برابر قضایای ساده ی لفظی، حتی درسطح عینی، هنوز به طور کلی در استدلال در می ماند.

 

مشکلات رفتاری دوران کودکی :

                        همان طور که جسم کودک بیمار می شود ، روان آنها هم در مقابل عوامل بیرونی و درونی آسیب پذیر است . این عوامل ممکن است  باعث ابتلا ء کودکان به مشکلات رفتاری یا بیماریهای عصبی شود . نقش خانواده ها به عنوان اولین محیط آموزشی در ایجاد بیماریهای عصبی و مشکلات رفتاری در کودکان انکار ناپذیر است .

انواع اختلالات رفتاری کودکان :

1.     بی اختیاری ادراری

2.     لکنت زبان

3.     ناخن جویدن و مکیدن شست

1.     بی اختیاری ادراری عبارت است از دفع غیر ارادی و تکرار شونده ادرار در شلوار یا رختخواب در روز یا شب ، بعد از 5 سالگی . پسرها 2 برابر دخترها دچار این مشکل هستند . این اختلال در تمام فرهنگها و بین افراد غنی و فقیر دیده می شود ولی شیوع آن در طبقات پایین اجتماعی بیشتر است . کودکانی که دچار بی اختیاری ادرار هستند 80% فقط در شب ، 5% فقط در روز و 15% هم در شب وهم در روز این اختلال را بروز می دهند .

10% از کودکان مبتلا به شب ادراری دچار ضایعات عضوی مثا ل بیماری قند ، صرع ، عفونتهای ادراری و یا سنگ مجاری ادرار هستند .و 90% علل غیر عضوی دارند .

75% کودکانی که دچاربی اختیاری ادراری هستند یکی از بستگانشان نیز بی اختیاری ادراری دارند ، که این موضوع زمینه ارثی این مشکل را نشان می دهد .

بی اختیاری ادراری به دونوع اولیه و ثانویه تقسیم می شود . در نوع اولیه کودک هیچوقت کنترل ادرار که به مدت یکسال طول کشیده باشد را نداشته ولی در نوع ثانویه این کنترل را داشته و بعد از مدت یکسال خشک بودن این مشکل برایش ایجاد شده است .

این اختلال دارای علل مختلفی از جمله :

·        تاخیر در رشد دستگاه عصبی عضلانی کنترل کنندهء دفع ادرار که با افزایش سن این مشکل خود بخود رفع می شود .

·        سردی هوا و یا نداشتن بالا پوش مناسب در مناطق و یا فصول سرد .

·        مصرف مایعات زیاددرعصروشب.

·        سنگین بودن خواب کودک .

·        اضطراب و افسردگی به علت مشکلات و مسائل محیطی .

·        احساس ناامنی در محیط خانوادگی یا مدرسه مثل دعواهای مکرر پدر و مادر، تنبیه کردن بدنی و تحقیر کودک .

برای درمان لازم است :

            ابتدا تذکر این نکته لازم است که غالب کودکان این ناهنجاری را تا سن بلوغ از دست میدهند ، بی اختیاری ادراری یک بیماری مثل سرماخوردگی یا اسهال کودکان می باشد و با تنبیه کردن و به رخ کشیدن و تحقیر کردن و اقدامات خودسرانه درمان نمی شود . به منظور کاهش اضطراب بایدبه کودک اطمینان دادکهمشکل وی رفع خواهد شد .

درضمن  والدین باید باکودکان خودمهربان بوده ، درمقابل بی اختیاری ادراری کودک از خودبی تفاوتی نشان دهند . علاوه بر اینها به این نکات جهت پیشگیری و درمان باید توجه کرد :

·        تشویق و محبت و جایزه دادن به ازاء هربارکه کودک ادرار نمی کند .

·        ایجاد گرمای مناسب در اتاق خواب کودک .

·        بیدارکردن کودک هر ساعت یک باروبردن او به توالت به مدت حداقل دوهفته .

·        محدود کردن میوه و مایعات درعصر و شب به مدت یک ماه بجز مواردی که کودک تب یا اسهال دارد . البته محدود کردن مایعات به معنی حذف آن نیست .

·        نوشیدن یک استکان چای دو ساعت قبل از خواب در کودکانی که خواب سنگین دارند .

·        نوشیدن آب درروزو عادت دادن کودک به نگهداری ادرار با دادن جایزه به کودک .

·        بهترین اقدام درمانی ایجاد محیط آرام و با امنیت در خانه و مدرسه برای کودک است .

·        درمواردی که بی اختیاری ادراری با این اقدامات رفع نشد باید به پزشک مراجعه شود .

لکنت زبان :

                   عبارت از تکرار و طولانی شدن اصوات وکلمات که باعث کاهش روانی کلام میشود و معمولا همرا با وفقه ها و سکوت مکرر است .

5% از کودکان دچارلکنت زبان هستند و معمولا تا سن نوجوانی ادامه پیدا می کند و بیشتر آنها بدون درمان بهبود پیدا می کنند . این ناراحتی در پسرها 2تا 5/3 سالگی بیشتر شیوع دارد .

اینگونه کودکان به هنگام روخوانی ، صحبت کردن با خود در تنهایی ، صحبت با نزدیکان از آنجا که اضطرابی ندارند ، لکنت هم ندارند .

شایعترین علل لکنت زبان شامل :

1.     رشد روانی ، احساسی و هوشی کودک سریعتر از رشد فیزیولوژیک دستگاه عصبی عضلانی و تکلم است . این نوع لکنت پایدار نیست و با افزایش سن خود بخود بهبود پیدا می کند .

2.     احساس تهدید و نامنی در خانواده .

3.     تنبیه های بدنی در مدرسه و یا مرگ عزیزان .

لکنت به دونوع اولیه و ثانویه تقسیم میشود . در نوع اولیه کودک از بدو تولد دچار لکنت است ولی در نوع ثانویه زمانی کودک سلیس صحبت میکرده ولی بعد دچار لکنت شده است .

کارهایی که می توان برای درمان انجام داد :

·        ایجاد امنیت و از بین بردن عوامل اضطراب زاو ترس زادرخانواده .

·        حوصله و محبت والدین نسبت به کودک

·        تحقیر و مسخره نکردن کودک در خانه یا مدرسه .

·        اجتناب از فحش و تنبیه بدنی .

·        اطمینان دادن به کودک که مشکل او به زودی رقع خواهد شد .

·        جایزه دادن به کودک بنا به مناسبتهای مختلف جهت تصحیح رابطه با پدر و مادر .

·        یا دادن اینکه آرام و شمرده صحبت کند و یا یک متن را چندین باربخواند و مرتب این تمرین را ادامه دهد . این تمرین ابتدا به تنهایی و یا در حضور یکی از والدین انجام میگردد و بعدا در انظار بخوانند .

·        در صورت ناموفق بودن اقدامات فوق به پزشک مراجعه شود . تعدادی از بیماران با درمان داروئی بهبود می یابند و تعداد کمی نیز پس از معاینات اولیه به گفتار درمانی معرفی می شوند.

ناخن جویدن و مکیدن شست :

یک اختلال عادتی در کودکان است که تا سن 7 سالگی شایع بوده و از آن به بعد بندرت دیده می شود .این اختلال در دخترها شایعتر است و علت اصلی آن اضطراب است .معمولا در خانواده هایی که بین پدر و مادر اختلاف موجوده بوده و یا برای تربیت کودک از فحش و کتک استفاده می کنند بیشتر دیده می شود .

درمان :

·        تحقیر و تنبیه نکردن کودک به خاطر این عادت و بی تفاوت بودن نسبت به آن .

·        تصحیح محیط ناامن خانوادگی ، جلوگیری از مشاهده صحنه هاو فیلمهای اضطراب زا.

·        اشتغال دستهای کودک در اوقات فراغت توسط نقاشی ، کاردستی و ...

·        تشویق و جایزه دادن به ازای هر بار ناخن کوتاه کردن ، سعی شود از جایزهای که مورد علاقه کودک است استفاده شود و به موقع پس از بلند شدن ناخن و کوتاه کردن آن داده شود .

·        محبت و مهربانی بیشتر به کودک .

·        تمیز نگهداشتن ناخنها و انگشتان و شستشوی مرتب آنها با آب و صابون برای پیشگیری از بیماریها .

·        آغشته کردن انگشتان کودک به روغن بادام تلخ به مدت یکماه ، در صورتی که اقدامات فوق نتیجه بخش نباشد این عمل را می توان تکرار کرد .

·        به دست کردن دستکش پارچه ای کلفت در تمام روز به مدت حداقل یکماه . این دستکش را باید مرتب شستشو داد و آن را تمیز نگهداشت .

مهد کودک و بچه ها

                   ما در هر سنی می توانیم با گروه های سنی دیگر ارتباط داشته باشیم ، اما ارتباط با همسالان لازم است . از این رو باید فرصتی برای بچه های کوچولو فراهم نمود که در این سن با همسالان خود رابطه داشته باشند ، بازی کنند و رفتار شایسته سن خود را داشته باشته باشند .

در این سن برقراری رابطه یک بازی نیست یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زندگی است . اگر ما توان ارتباط با مردم را داشته باشیم در کسب توفیقات نیز پیشرفت خواهیم کرد .

 

در محیط مهد کودک چه اتفاقی برای بچه ها می افتد ؟

بچه ها در آنجا بسیار شاداند و بی پروا بازی می کنند . آنجا برنامه و ساعتی معین دارد ، معلم دارد.بچه ها از سرسره بالا می روند ، دور هم جمع می شوند ، به خوبی غذا می خورند .با محیط خارج از خانه روبرو می شوند . محیط خارج از خانه ، مخاطره دارد ، لطف نیز دارد ، آن جا باید مستقلا تصمیم گرفت ، تصمیم باید لحظه ای باشد . محیط خارج از حانه کتک دارد ، دزدی دارد و کودک باید مقابله با این ها را یاد بگیرد .

                 در مهد کودک بچه ها مسئولیت تیم بندی پیدا می کنند . گاهی به آنها می گویند سرود بخوانید ، درجریان یک هم خوانی بچه ها مسئولیت کوچکی در جمع پیدا می کنند . گاهی به آنها می گویند یک چیزی بنویسید یک <الف یا یک دال >> این تکلیف کوچک کودک را در راه پذیزش مسئولیت ها قرار می دهد . بدین ترتیب کودک به آرامی به سمت پذیرش مسئولیت های بزرگ تر گام بر می دارد .

 

مهد کودک و انتظارات خانواده ها

1.     خانواده ها انتظار دارند که فرزندانشان در مهد کودک  اجتماعی شدن را یاد بگیرند .

2.     انتظار آموختن تکلیفی را دارند . مثلا بچه بداند که باید ساعت 7 سوار سرویس بشود و ساعت 12 ظهر به خانه برمی گردد . این تکلیف اجتماعی است .

3.     دوری از خانواده را تجربه کنند . مشکلی که در این سنین وجود دارد اضطراب جدایی است و این مشکل را حل کنند ..

4.     انتظار دارند که استقلال را به آنها یاد داد . خانواده ها انتظار دارند که فرزندشان وقتی از مهد برمیگردد خودشان لباسشان را در آورند یا خودشان به تنهایی قادر به غذا خوردن باشند .

5.     فراهم آوردن لحظاتی بسیار بسیار شاد برای بچه با سرگرمی های متفاوت و متنوع .

6.     آموختن تقسیم آزادی ها و حقوق ، با دیگر هم نوعان خود . کودک باید حقوق خود و دیگران ، مزایا و گرفتاری های مشترک زندگی جمعی را درک کند . کودک باید یاد بگیرد مثلا از دستشویی به اندازه یک نفر ، از بشقاب ها و قاشق ها نیز به اندازه یک نفر می تواند استفاده کند .

نکاتی  که مربیان مهد کودک می توانند به خانواده هاآموزش  دهند :

1.     برای آماده کردن بچه ها هنگام ورود به هر محیط تازه ، مثل مهد کودک ، مدرسه و... باید موضوع را با مهارت و هنرمندی تمام به نحوی داستان واره برای آنها طرح کنید و آنقدر از آن چه در پیش است ، گام به گام و با آب و تاب فراوان تعریف و تمجید کنید که آنها پا پیش گذارده و به اصرار ، رفتن هرچه زودتر را تقاضا کنند و دراین حال شما موضوع را چنان جلوه دهید که معلوم نیست شما ار راه بدهند .

2.     وقتی بچه از مهد آمدند ، آنها را نوازش کنید . به آنها اغذیه ای بدهید ، اما هرگز سعی نکنید محیط داخل خانه را گرم تر از مهد کنید . بچه ها وقتی از مهد آمدند باید استحمام کنند . پس از دوش گرفتن به آنها غذای مورد علاقه اش را بدهید و بعد سعی کنید که او را بخوابانید .

3.     وقتی بچه ها با خستگی تمام وارد خانه می شوند از آنها نپرسید چی یاد گرفتی ؟ بلکه باید پرسید امروز بهت خوش گذشت ؟ با کی دوست شدی ؟

4.     جهت اینکه بچه ها در فضای مهد کودک مریض نشوند در خانه کمی باید آزاد باشند و اصولا دستگاه ایمنی بدن باید تقویت شود تا با کوچکترین میکروبی بیمار نشود .

5.     کودکان در مهد کودک ممکن است فحش و حرف های زشت یاد بگیرند و شما نباید بر آشفته و عصبی بشوید بلکه به او بفهمانید این کلمات زشت اند و این ها هم یک چیزه هایی هستند ولی ما در خانه آنها را نیایداستفاده نمی کنیم .

6.     از مهمترین عوامل در تربیت فرزندان و از اصول مهم بهداشت روانی کودکان ، سیر کردن آنها از مهر و محبت است . اثر محبت در رشد روانی فرزندان مانند اثر نور و حرارات در رشد دانه گیاهان است . تا گرمای محبت به فرزندان یک خانواده نرسد و آنان را سیراب نسازد رشد روانی و شخصیتی آنان به طور طبیعی به انجام نمی رسد ، باید توجه داشت که یکی از تفاوتهای اساسی میان خانواده و جامعه در این است که در جامعه قانون حکومت می کند ولی در خانواده باید مهر و عاطفه و محبت حاکم باشد . خانواده ای که از لحاظ عاطفی ضعیف است ، نمی تواند اعضای خود را به گرمی دور هم جمع کند و آنها را نگهدارد . محبتی که فرزندان در خانواده دریافت می کنند موجب آرامش روانی آنها می شود و همین آرامش روانی آنها را از بسیاری از انحرافات باز می دارد .

گردآوری :

رضا دواساز ایرانی

 MPH بهداشت روان

 و مسئول واحد سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد مرکز بهداشت استان خوزستان

منابع :

احدی ، حسن بنی جمال ، شکوه السادات(1372) . روان شناسی رشد ( مفاهیم بنیادی در روان شناسی کودک ) ،تهران:  نشر بیناد .

احمدوند ، محمد علی . بهداشت روانی (1382) . تهران : انتشارات دانشگاه پیام نور .

مجد، محمد . انسان در مسیر زندگی ،(1381) . تهران :چاپ شفق .

دواساز ایرانی ،رضا (1389) .اختلالات رفتاری کودکان  معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اهواز .

سایت اینترنتی http://www.tebyan.net