حکایت سلامت

بررسی مشکلات سلامت مردم و ترویج اصول علمی آموزش سلامت

مدلهاي تغيير رفتار
 

 

بحث :

نكات فني طراحي و استفاده ا زمدل  هاي آموزشي :

آموزش بهداشت فر آيندي است كه بين اطلاعات بهداشتي و رفتار بهداشتي پلي بر قرار مي كندو د رفرد ايجاد  انگيزه مي نمايد تا اطلاعات موجود را به دست اورده و به كار ببندد تا از رفتار هاي مضر دوري كند و رفتار سودمند را در خود ايجاد نمايد . هدف  از اين كار اين است كه سالم بماند .

انواع مداخلات آموزش بهداشت :

آموزش بهداشت به عنوان مداخله گر داراي 4  نقش مي باشد :

1/ كاهش رفتار هاي منفي ( غلط ) بهداشتي

2/جلو گيري از افزايش رفتار هاي منفي بهداشتي

3/افزايش رفتار مثبت بهداشتي

4/ جلو گيري از كاهش رفتار مثبت بهداشتي

آموزش بهداشت  چيزي فراتر از اطلاعات و تبليغات است .

قبل از اشاره به مدل هاي موجود در آموزش بهداشت مي بايست   رفتار  را تعريف و مشخصات ان را بيان نماييم . زماني كه شما مي خواهيد رفتار جديدي را به جامعه معرفي كنيد ، مي بايست معيار هاي زير را در تشريح آن  رفتار در نظر بگيريد .

معيار هاي رفتار :

-         رفتار مورد نظر برنامه آموزشي هر چند وقت يكبار مي بايست اجرا شود ( هر  روز چند روز يك بار گاه به گاه فقط يك بار )

-         از نظر اجرا رفتار تا چه حد پيچيده است ؟ ( خيلي ساده نياز مند آموختن مهارت هاي جديد )

-         ميزان ساز گاري آن با رفتار هاي موجود تا چه حد است ؟ ( كاملا ناساز گار تقريبا ناساز گار ساز گار با رفتار هاي موجود )

-         چه مقدار با رفتار هاي جديد مشابهت دارد ؟( كاملا جديد تقريبا مشابه )

-         چه قدر هزينه بر دار است ؟

-         آيا منافع ناشي از انجام رفتار مود نظر در كوتاه مدت ، قابل مشاهده است ؟

-         آيا رفتار مود نظر با احتياجات جامعه مطابقت دارد ؟

-         رفتار مورد نظر تا چه حدي بر روي سلامت تاثير دارد ؟( به مقدار زياد متوسط خيلي كم )

 

 

مدل اعتقاد بهداشتي ( مدل روزن استاك ) :

بر اساس اين مدل رفتار فرد به سه عامل بستگي دارد ( يك ، دو يا هر سه اين عوامل در رفتار فرد نقش خواهد داشت )

ا/ منافع و موانع درك شده :

2/ تهديد درك شده

3/ علائم براي عمل

 

1/ منافع و موانع درك شده : قبل از انجام هر كا ر در ابتدا فرد تمام منافع و موانع موجود را پيش خود سبك و سنگين مي كند و بر اساس اين تحليل ، رفتار را ( چه انجام  يك كار و چه ترك يك رفتار ) را انجام ميدهد .

 

2/ تهديد درك شده : اين مطلب كه فرد درك كند د رمعرض خطر است به دو مسئله بستگي دارد

الف : حساسيت درك شده : ( آيا فرد خود را نسبت به مسئله حساس مي داند ؟ )

ب: شدت درك شده : ( ايا فرد خود را در معرض تهديد حس مي كند ؟ )

 

3/ علائم براي عمل : شامل انواع پيام ها و انواع ارتباطات فردي و جمعي است . 

نقش اموزش در اين مدل اين است كه با توجه به شدت و حساسيت درك شده د رفرد باعث ايجاد تهديد درك شده شود تا منجر به رفتار پيشگيري كننده در فرد شود .

منظور از رفتار پيشگيري كننده هر عملي است كه به منظور سالم ماندن توسط شخص انجام ميگيرد . يك فرد وقتي رفتاري را انجام ميدهد كه به اين نتيجه رسيده باشدانجام ان رفتار براي او سودمند است و اجراي رفتار باعث دست يافت او به هدف مورد نظر ميشود .

گفتيم تهديد درك شده ، ماحصل حساسيت نسبت به مسئله و شدت درك شده مي باشد .

 

حساسيت درك شده : ايا فرد فكر ميكند ، ممكن است دچار بيماري شود ؟ اين بعد از مدل به درك شخص از در معرض خطر  ابتلا بودن نسبت به يك بيماري ا شاره دارد .

 شدت درك شده : فرد بعد از بررسي و دروني كردن اطاعاتي چون ميزان درد ناشي از بيماري ، ميزان مرگ و مير  ناشي از آن ، نتايج اجتماعي بيماري ( تاثير روي كار ، اثر روي زندگي خانوادگي ، ارتباطات اجتماعي )

در نهايت تصويري از شدت بيماري براي خود ايجاد مي كند . فرد جدي بودن بيماري را درك نموده و اين امر منجر به  رفتاري پيشگيري كننده در وي مي شود .

منافع درك شده : بر اساس حساسيت و شدت درك شده ، فرد رفتاري را انتخاب مي كند كه اولا بيشترين سود را براي او در بر داشته باشد ( سود فردي ، خانوادگي و اجتماعي و... ) و ثانيا در جامعه قابل دسترسي باشد .

به طور خلاصه  دو شرط مهم براي انجام رفتار1/ سودمند بودن   2/ قابل انجام    بودن است .

 

موانع درك شده :      

يك جنبه با لقوه بوده و به صورت يك مانع براي انجام رفتار عمل مي كند .  در دو جنبه بررسي ميشود :

الف : هزينه سود :

به تجزيه و تحليل فرد در مورد سودمندي رفتار بر مي گردد . پاسخ فرد به اين سوال است كه ايا انجام رفتار ارزش هزينه پرداخت شده و يا وقتي را كه به آن اختصاص داده شده است را دارد  ؟

ب: اثرات جنبي :

 ممكن است جنبه منفي رفتار به طور بالقوه براي فرد ناخوشايند ، دردناك ، ناراحت كننده ، نامناسب و يا وقت گير باشد. اين مسايل به عنوان جنبه منفي رفتار به صورت مانع بوده و د رانجام رفتار توسط فرد تاثير مي كذارد .

 

علائم براي عمل :

 محرك هايي هستند كه آغاز رفتار و تصميمات را سرعت مي بخشند . اين محرك ها به دو دسته تقسيم ميشوند :  الف / داخلي     ب/ خارجي

علائم داخلي:      

 مانند : بروز سردرد يا تب به دنبال يك رفتار كه مي توانند مانع انجام رفتار شوند .ژ

علائم خارجي :

شامل   1/ وسايل ارتباط جمعي      2/ ارتباط بين فردي مي شود.

در طراحي مدل اعتقاد بهداشتي ، روان شناسان اجتماعي از جمله ( كرت لوين ) نقش مهمي داشته اند .

اين مدل بر انگيزش ( MOTIVATION  ) ، تجربيات گذشته فرد و بطور كلي بر روي تغيير در اعتقادات تمركز دارد . .و بر اين باور است كه تغيير در اعتقادات منجر به تغيير در رفتار ميشود .

 تعيين هدف بستگي به سطح آرزو و خواسته   ( THE   LEVEL  OF  ASPIRATION )دارد رفتار بر اساس اين كه مي تواند به هدف مورد نظر ختم شود يا نه ، داراي ارزش مثبت يا منفي ميشود .اين ارزشها در رفتار فرد بسيار مهم خواهند بود . اين ارزشها براي هر فرد انتزاعي است و در پاسخ به دو سوال مهم شكل خواهد گرفت : ( ايا اين عمل شدني است ؟ در صورت انجام براي فرد مفيد است ؟ )

 ارزشگزاري افراد بر روي اهدافي خواهد بود كه بسيار موفقيت  آميز ، قابل حصول و ساده باشد .

 در برنامه ريزي آموزش بهداشت ، بايد  مشكلات و موانعي را كه در راه رسيدن به هدف وجود دارد ( تحت عنوان ارزشيابي منفي ) كاهش داده و آنها را حذف نمود .

حساسيت افراد نسبت به  يك مشكل داراي طيفي است كه از انكار مطلب شروع شده و به احساس جدي و واقعي بودن ختم ميشود .

درجه جدي بودن مسئله توسط فاكتور هاي زير توسط فرد ارزبابي ميشود : 1/ تاثير فيزيكي   2/ تاثير رواني    3/ تاثير احساسي    4/ تاثير اجتماعي 

همان كه گفته شد اگر دو شرط حساس بودن و جدي بودن مشكل در ذهن فرد محقق شود ، فرد معتقد ميشود رفتاري را كه حساس بودن و جدي بودن مشكل را  كاهش دهد ، انجام دهد .

 

 

مدل قصد رفتاري : ( تئوري عمل منطقي مدل FISHBEIN )

بر مبناي اين تئوري انسانها خود به خود منطقي بوده و  اطلا عاتي را كه د راختيار دارند به طور سيستماتيك مورد استفاده قرار ميدهند ، انسانها زماني دست به انجام رفتاري مي زنند كه  از آن رفتار انتظار سود و ارزش داشته باشند ، مبناي اين امر . قضاوت خود فرد خواهد بود .

 

 

 در اين مدل عامل تعيين كننده رفتار قصد فرد مي باشد . ( PERSONS   INTEN TION  ) . قصد لازمه انجام رفتار است ولي براي انجام رفتار كافي نيست .

 عوامل موثر در قصد :

 

1/عامل شخصي : ( PERSONAL  INFLUENCE ):

 مربوط به سرشت خود فرد است . ارزشيابي مثبت يا منفي شخص از انجام رفتار است  آحاد مردم نسبت به يك مسئله نگرشهاي متفاوتي دارند ، انجام يا عدم انجام رفتار معطوف به قضاوت شخصي است 0

 

2/عامل باز تاب  تاثير اجتماعي :  ( SOCIAL   INFLUENCE  )

:هنجار هاي انتزاعي و فشار هاي اجتماعي نيزناميده ميشوند. و به درك شخص از فشار هاي اجتماعي مربوط مي شود .

 اگر ميان نگرش فرد و هنجار هاي انتزاعي براي انجام يك رفتار تضاد وجود داشته باشد ، انجام يا عدم انجام رفتار وابسته به اين است كه كدام يك از اين دو قوي تر مي باشند .

 براي انجام يك رفتار  فرد مي تواند تحت تاثير يك يا هر دوي اين عوامل  فقرار بگيرد . در فرهنگ هاي بالاي اجتماعي و افراد تحصيلكرده ، غنصر انگيزه شخصي مهمتر و در افراد كم سواد ترو با سطح فرهنگي پايين تر ، عامل باز تاب تاثير اجتماعي اهميت بيشتري خواهد داشت .

 اعتقاداتي كه ماخذي براي نگرش فرد ميشوند (( اعتقادات رفتاري )) ناميده ميشوند .

 فردي كه اعتقاد دارد انجام عملي براي او داراي نتيجه مثبت است نسبت به انجام آن رفتار نگرش مثبت پيدا خواهد نمود . عكس اين مطلب نيز صادق مي باشد .

تفاوت دو مدل قصد رفتاري( BIM ) و اعتقاد بهداشتي( HBM ) :

 در BIM قصد،  پيش بيني كننده رفتار است در حالتي كه در HBM چنين رابطه اي وجود ندارد .

در BIM اعتقادات با ارزشيابي نتايج تركيب ميشود ولي در HBM ارزشيابي از رفتار به طور صريح وجود نداشته و فقط نتايج حاصله از رفتار در لابلاي منافع ( BENEFITS ) مطرح ميگردد .

در HBM هنجار هاي اجتماعي بسيار ضعيف عمل مي كند .

تشابه اين دو مدل در مسئله قصد مي باشد .

 

مقايسه دو مدل قصد رفتاري و اعتقاد بهداشتي :

HBM

BIM

 

بله ( احتمال رفتار )

بله

ار زيابي از نتايج منجر به رفتار ( احتمال رفتار )

خير

 بله

ارزيابي از نتايج

خير

بله

نگرش به رفتار

بلي ( در قسمت راهنماي عمل )

بله

اعتقادات نرمي

خير

 بلي

انگيزه براي اطاعت و انجام يك عمل يا كار

خير

 بلي

فرم انتزاعي

بلي

خير

حساسيت درك شده

بلي

 خير

شدت مسئله درك شده

بلي

 خير

تهديد درك شده

 

 

 

            

 

مدل PRECEDE ( مدل LOURANCE   GREEN ):

P=  PREDISPOSING

R=REINFORCING

E=ENABLING

C=CAUSES

E= EDUCATIONAL

D= DIAGNOSIS

E=EVALUATION

 اولين سوال در اين مدل اين است كه نتيجه احتمالي حاصل از يك برنامه آموزشي چيست ؟

 در اين مدل اول چراها و بعد چطور مطرح ميشود.

 ابتدا بايد بدانيم چه مي خواهيم . مثلا چگونه مي توان به سلامتي رسيد . چگونه مي توان از نكنولوژي  استفاده نمود .

 در اين مدل براي طراحي يك برنامه آموزشي مي بايست از 7 مرحله عبور نمود :

مرحله 1 :تشخيص اجتماعي :

در اين مرحله مشكلات عمومي و اجتماعي مردم ( رفاه ، بيكاري ، تبعيض نژادي ، جرم ، بي قانوني و... ) بررسي ميشود.

وظيفه طراح در اين مرحله اين است كه بفهمد مشكلات اجتماعي چه هستند و چه تاثيري بر سلامت دارند .

مرحله 2: تشخيص اپيدميولوژيك :

در اين مرحله دو دسته عوامل مطرح ميشوند .

 الف : عواملي كه مستقيما مرتبط با بهداشت مي باشند . ( مانند بيماري ، مرگ و مير ،ناتواني ، بار وري )  در بررسي اين عوامل به ( وقوع ، شيوع ، توزيع و مدت مسايل دقت ميشود . )  

ب: عواملي كه مستقيما با بهداشت مرتبط نيست .

مرحله 3 : تشخيص رفتاري :

تعيين و تشخيص رفتار هايي كه با مشكل بهداشتي موردنظر ارتباط دارند و اولويت و شايستگي بيشتري براي حل كردن دارند .

 در اين  مرحله وابستگي علت و معلولي را كه بين رفتار و سلامت وجود دارد را مشخص مي كنيم . بعد از تعيين هدف هاي رفتاري ، روشهاي خود را براي تعيين هدف رفتاري مشخص مي كنيم . در اين مرحله عوامل غير رفتاري نيز مورد بررسي قرار مي گيرند .

                            

مرحله 4: شناخت عوامل موثر در رفتار بهداشتي :

سه عامل بالقوه در رفتار بهداشتي اثر دارند :

1/ عامل مستعد كننده ( PREDISPOSING   FACTOR ) :

شامل( ارزش- دانش ادراك نگرش اعتقاد باور )  مي باشد .اين مسايل مي تواند در ايجاد انگيزه و القا نگرش در فرد نقش مثبت يا منفي بازي كند .

2/ عامل قادر كننده ( ENABLING  FACTOR )

شامل  امكانات پول وقت دانش جهت انجام رفتار  مي باشد .

اين عوامل اجازه ميدهد يك خواسته يا آرزو توسط فرد شناخته شده و به مرحله عمل در آيد . اين عوامل به طور كلي به دو دسته تقسيم  ميشود :

الف : مهارتهاي شخصي ( PERSONAL  SKILLS )

ب: منابع ( RESOURCES )

3/ عامل تقويت كننده ( REINFORCING  FACTOR )

شامل عكس العمل اطرافيان يا اجتماع در زمينه پاداش يا تنبيه يك رفتار مي باشد  .

اين عوامل يك پاداش مستمر ، و يك محرك يا تنبيه را براي استمرار يا قطع رفتار فراهم مي اورد.

مرحله 5: تشخيص آموزشي :

در اين مرحله تصميم گرفته ميشود كه كداميك از عوامل بالقوه ( مستعد كننده قادر كننده- تقويت كننده ) داراي اهميت بيشتري است

به طور معمول مرحله 4 و 5 با هم به عنوان مرحله تشخيص آموزشي مطرح ميشوند . در اين مدل كليه هدفها به صورت

جزيي مطرح ميشود و از مطرح كردن هدف به طور كلي پرهيز ميشود .

بر اساس اين مدل طراحي  برنامه آموزشي براي يك گروه هدف بر اساس دانش

( KNOWLEDGE   ) و بدون توجه به فاكتور هاي قادر كننده و تقويت كننده  ، بر نامه را با   اشكال رو برو مي كند و حتي ميتواند باعث  شكست  برنامه آموزشي شود ..

بر اساس اين مدل مي بايست ميان سه نوع اصلي فاكتور ( مستعد كننده قادر كننده تقويت كننده ) اولويت بندي نمود و سپس برنامه آموزشي را طراحي نمود . به عنوان مثال مي توان از ايجاد انگيزه و دليل منطقي براي رفتار و توسعه منابع بريا قادر نمودن فرد براي ادامه رفتار و از تنبيه يا تشويق و يا استفاده از عكس العمل رفتاري اطرافيان نسبت به رفتار براي ايجاد و استمرار رفتار سود برد .

مرحله 6: تشخيص مديريتي :

در حقيقت  به نوع مداخله يا برنامه اجرايي است كه متخصص آموزش بهداشت جهت ايجاد تغيير رفتار مي بايست انجام دهد ، گفته ميشود .

 در اين مرحله بودج بندي برنامه ( نيروي انساني مهارتهاي مورد نياز افراد مواد و تجهيزات  مورد نياز- زمان لازم )و همچنين عوامل موثر در اجراي برنامه و  عوامل مانع شونده مشخص ميشوند .

 

مرحله7: ارزشيابي

 در اين مرحله بررسي ميشود  ايا به هدف رسيده ايم يا نه ؟ آيا تغيير رفتاري مورد نظر انجام شده است .

 

مدل بزنف : ( BASNEFE) :

جامع ترين مدلي است كه براي مطالعه رفتار و شناسايي رفتار و ايجاد رفتارهاي نو و جديد در جامعه بكار ميررود 0 اين مدل از تركيب مدل پرسيد و مدل قصد رفتاري تشكيل شده است 0

B = Behaviour   ( رفتار )

A= Attitude     ( نگرش )

SN = Swbjcetine   Norns       ( فرمهاي انتزاعي )

EF = Enabiling  Faegors        ( عوامل قادر كننده )

 

-     طبق تئوري انتظار ارزشي ( value  expcctancg  thoory) مردم فقط زماني يك رفتار را انجام مي دهند كه خودشان به اين نتيجه برسند كه آن رفتار برايشان منافعي دارد 0  

-         ارزشهاي مورد نظر افراد جامعه براي انجام يك كار ممكن است متفاوت از ارزشهاي پرسنل بهداشتي درماني باشد 0

-     فرد ممكن است قصد رفتاري را داشته باشد ولي بدليل اشكال موجود در عوامل قادر كننده مثل ( پول ، وقت منابع مهارتهاي ويژه مورد نظر -خدمات بهداشتي دردسترس و مناسب نتواند رفتار موردنظر راانجام دهد 0

-     فرم انتزاعي ( S.N) = مفهوم فشار اجتماعي درك شده مي باشد 0 احتمالا فرد از خواسته هاي كساني كه برايش مهم تر از بقيه هستند تبعيت مي نمايد 0

-         ممكن است ميان قضاوت فردي در مورد يك رفتار و نظر اطرافيان و جامعه ( كه آنها نيز براي فرد مهم هستند 0) تضاد وجود داشته باشد 0

 

 

-         كاربرد مدل Basnef  شامل بررسي رفتار از ديدگاه جامعه است

 


 

                          

-         در ابتداي جلسه آموزشي مي بايست با پرسيدن سوالاتي يك پژوهش سازمان يافته  را انجام داد 0

-         قبل از صرف وقت و انرژي براي ايجاد يك رفتار اطمينان حاصل نماييد كه جامعه از آن رفتار سود خواهد برد 0

-     رفتار را دقيقا تعريف كنيد و بگوييد چه عوامل قادر كننده اي لازم است تا به وسيله آن در مردمي كه انگيزه دارند بتوانند كار انجام دهند 0 اين امر بعضا برنامه هاي سازمان يافته اجتماعي را طلب مي كند  0 در اين حالت لزوم كار كردن با پرسنل و مسئولين ارگانهاي ديگر وقتي اثر گذار بر سياستهاي دولت نيز حس ميشود 0

ـ  در وجود SN بر خلاف  انجام رفتار لازم است ، ميان جامعه رفته ، و رهبران را درشروع برنامه درگير نمود 0

ـموضوع تغيير اعتقادات و نگرش فرد بايستي عمدتا آخرين  مرحل باقي بماند0

ـ برنامه هاي آموزشي بهداشت معمولا در به حساب آوردن عوامل قادر سازي و فشار اجتماعي قصور ميورزند0

ـ اگر يك جامعه اعتقاد دارد انجام يك رفتار منجر به نتايج غير مطلوب ميشود بايد تعيين شود چرا ؟ شايد لازم باشد رفتار ساده تر شود 0 يا تلاش  در جهت ارتقا يك نگرش مطلوب انجام شود 0 ( بطور مثال ميتوان از  بحثهاي گروهي مردم استفاده نمود 0 ) ( چنانچه منافع يك رفتار از طريق نمايش به وضوح نشان داده شود ، احتمال زيادي دارد كه جامعه متقاعد شود ) براي كار با جوامع ميتوان از منابع معتبر و قابل احترام اطلاعاتي در جامعه سود برد0

ـ طراحي خوب يك برنامه آموزش بهداشت بر مبناي خوب فهميدن جامعه و مشاركت اجتماعي در انتخاب اولويتها و اهداف استوار خواهد  بود 0

مدل چند وجهي ( يا مراحل تغيير رفتار ) ( پروچسكا )  :

تلاش ميكند رفتار بهداشتي فرد را مستقل و مجزا از مباحث تئوريك شرح داده و اندازه گيري كند 0

                                     مرحله پيش ار تفكر يا قصد

          مراحل                   مرحله تفكر .و قصد فرد هنوز از آمادگي كامل براي اقدام لازم برخوردار نيست

                                     مرحله عمل

                                    مرحله حفظ و نگهداري

تئوري يادگيري اجتماعي : ( پاندورا )

 اين تئوري به ارتباط بين فرد ( شامل فرايندهاي شناختي فرد ) رفتار و محيط تاكيد ميكند 0

فرد فرايند شناختي را به منظور تعبير و تفسير محيط و رفتار خويش مورد استفاده قرار ميدهد و نيز به طريقي رفتار ميكند كه محيط را تغيير داده و با پيامدهاي رفتاري دلخواه بيشتري مواجهه شود 0

يادگيري تغييري موضوع اصلي اين تئوري است 0 توانايي فرد در توليد و اجراي يك رفتار وقتي مي بيند شحص يا اشخاص ديگر اين رفتار را بروز ميدهد ، افزايش ميدهد 0

پاندورا  اين توع جانشيني را به 4 واحد تقسيم ميكند 0

1-     توجه به مدل

2-     حفظ آنچه مشاهده نموده است

3-     بازآفريني رفتار

4-     تقويت رفتار

از طريق فرايند ارزيابي خود تاثيري ، شخص سطح مهارتهاي خود را تشخيص داده و به اين سوال كه آيا ميتوانم آنرا انجام دهم ؟ و با چه كيفيتي ؟ پاسخ ميدهد و سپس از طريق تجزيه و تحليل فردي يا انجام شده از طريق ديگران فرد به سوال (آيا ارزش آنرا دارد ؟ ) پاسخ ميدهد 0

چنانچه فرد به هر دو سوال پاسخ  بلي دهد وقوع رفتار محتمل است 0و در مرحله بعد تقويت واقعي واكنش محيطي به رفتار در تصميم گيري اينكه رفتار در آينده مجددا اتفاق افتاد كمك خواهد كرد 0

                                            

                                         تئوري تعميق رفتاري :

 اين تئوري بر دو جنبه استوار تاكيد دارد :

 1- مرتبط بودن پيام : ( همچنين قوي و شفاف بودن پيام)

2- اعتبار پيام دهنده

فرد در صورتي در خصوص انجام يك رفتار بهداشتي تعمق نموده و اقدام مي نمايد كه دو شرط فوق حاصل شده باشد 0

تجزيه و تحليل رفتار بهداشتي در سيستم هاي ذهني به سمت تاكيد بر رفتار قابل مشاهده و وابستگي پيامد رفتار حركت ميكند 0 تقويت بارز وضعيت ميتواند به عنوان يك ابزار موثر براي تغيير رفتار بهداشتي به كار رود 0

بطور خلاصه ، اشخاص هنگامي تمايل به يادگيري و تغيير در رفتار خود دارند كه پيامهاي طراحي شده ، شفاف گويا و داراي   محتواي قوي و مبتني بر نيازهاي آنان باشد 0 اعتبار پيام دهنده يا برقرار كننده ارتباط در تغييرات مورد نظر در رفتار و تداوم آن نقش اساسي و غير قابل انكاري ايفا ميكند 0

 

منابع :

دستورالعمل هاي فني آموزش بهداشت- دفتر مديريت برنامه هاي آموزش سلامت 1383

شجاعي زاده ، داود - مدل هاي مطالعه رفتار در آموزش  سلامت انتشارات  وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي چاپ اول 1379

قدوسيان،احمد، قاسمي برقي، سرمست حميده مباني و كار برد تكنولوژي آموزشي در ارتقاي سلامت انتشارات

 بحر العلوم قزوين

[ شنبه 6 اسفند1384 ] [ 17 ] [ گروه آموزش سلامت معاونت بهداشتی اهواز ] [ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،